سایت تفریحی و سرگرمی - سلام دوست عزیز
اعظم - سلام عزیزممممممممممممممممم خیلی خیلی وب خوشمل ونازی داری اگه با تبادل لینک موافقی حتما حتما خبرم کن منتظرتم فهههههههههداتتتتتتت بابای
ناهید - دیدم سرورت من نیستم مهناز جونته/خوش اخلاق
ناهید - الان تو وبی - دوشنبه 08 دی 1404
ناهید - سلام ................هیچ حرفی ندارم واسه زدن تا صفحه ی 9 رو هم دیدم.خوب بود ..راسی امروزم باهام بد حرف زدی اصلا یه جوری بودی خوب اشکالی نداره خدافظ - دوشنبه 08 دی 1404
اميــــــــــــرحسين - سلام محدثه خانم خوبي؟
رامین - سلام. چرا از وبلاگت کسب درامد نمی کنی فقط کافیه یه کد تو وبلاگت بذاری بعد هر کسی که بیاد تو وبلاگت 200 ریال به حساب تو میاد. اول باید تو سایت این ↓↓↓↓↓↓↓↓ ثبت نام کنی.
یه دوست - دختر زیبایی را دیدم که تن فروش بود.شبی ازپشت یک تنهایی نمناک وبارانی تورابالهجه ی گلهای نیلوفرصداکردم تمام شب برای
باطراوت بودن باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم پس ازیک جستجوی نقره ای درکوچه های آبی
احساس توراازبین گلهایی که درتنهاییم روییدندباحسرت جداکردم وتودرپاسخ آبی ترین موج
تمنای دلم گفتی:دلم حیران وسرگردان چشمانیست رویایی ومن تنهابرای دیدن زیبایی آن
چشم تورادردشتی ازتنهایی وحسرت رهاکردم...این بودآخرین حرفت ورفتی......ومن بعدازعبور
تلخ وغمگینت چشمهایم رابه روی اشکی ازجنس غروب ساکت ونارنجی خورشیدواکردم...
نمیدانم چرارفتی...؟نمیدانم چرا...؟شایدخطاکردم وتوبی آنکه فکرغربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا...؟تاکی...؟برای چه......؟ولی رفتی...
وبعدازرفتنت باران چه معصومانه میباریدوبعدازرفتنت...
وبعدازرفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعدازرفتنت رسم نوازش درغمی خاکستری گم شدوگنجشکی که هرروزازکنارپنجره بامهربانی دانه برمیداشت تمام بالهایش غرق دراندوه غربت شد...وبعدازرفتنت آسمان چشمانم خیس باران بودوبعدازرفتنت انگارکسی حس کردمن بی توتمام هستیم ازدست خواهدرفت..کسی حس کردمن بی توهزاران باردرلحظه خواهم مرد..وبعدازرفتنت دریاچه بغضی کرد...کسی فهمیدتونام مراازیادخواهی بردومن باآنکه میدانم توهرگزیادمراباعبورخودنخواهی بردهنوزآشفته ی چشمان زیبای توام برگرد.....برگردوببین که سرنوشت انتظارمن چه خواهدشد...وبعدازاین همه طوفان و وهم وپرسش وتردیدکسی ازپشت قاب پنجره آرام وزیبا گفت:توهم درپاسخ این بی وفایی هابگوکه در راه عشق وانتخاب آن خطاکردم......ومن درحالتی مابین اشک وحسرت وتردیدکنارانتظاری که بدون پاسخ وسرداست..درامواج پاییزی ترین ویرانی یک دل کنارغصه ای ازجنس بغض کوچک یک ابر...نمیدانم چرا...؟شایدبه رسم عادت پروانگی مان بازبرای شادی وخوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم.....
فقط به خاطریه نفر"و"...