سایت تفریحی و سرگرمی - سلام دوست عزیز
اعظم - سلام عزیزممممممممممممممممم خیلی خیلی وب خوشمل ونازی داری اگه با تبادل لینک موافقی حتما حتما خبرم کن منتظرتم فهههههههههداتتتتتتت بابای
ناهید - دیدم سرورت من نیستم مهناز جونته/خوش اخلاق
ناهید - الان تو وبی - دوشنبه 08 دی 1404
ناهید - سلام ................هیچ حرفی ندارم واسه زدن تا صفحه ی 9 رو هم دیدم.خوب بود ..راسی امروزم باهام بد حرف زدی اصلا یه جوری بودی خوب اشکالی نداره خدافظ - دوشنبه 08 دی 1404
اميــــــــــــرحسين - سلام محدثه خانم خوبي؟
رامین - سلام. چرا از وبلاگت کسب درامد نمی کنی فقط کافیه یه کد تو وبلاگت بذاری بعد هر کسی که بیاد تو وبلاگت 200 ریال به حساب تو میاد. اول باید تو سایت این ↓↓↓↓↓↓↓↓ ثبت نام کنی.
یه دوست - دختر زیبایی را دیدم که تن فروش بود.بس شنیدم داستان بی کسی
بس شنیدم قصه ی دلواپسی
قصه ی عشق اززبان هرکسی
گفته اند ازمی حکایت هابسی
حال بشنو ازمن این افسانه را
داستان این دل دیوانه را
چشم هایش بویی ازنیرنگ داشت
دل دریغاسینه ای ازسنگ داشت
بادلم انگارقصدجنگ داشت
گویی ازبامن نشستن ننگ داشت
عاشقم من قصدهیچ انکارنیست
لیک باعاشق نشستن عارنیست
کاراوآتش زدن من سوختن
دردل شب چشم بردر دوختن
من خریدن نازاونفروختن
بازآتش بردلم افروختن
سوختن درعشق را ازبرشدیم
آتشی بودیم وخاکسترشدیم
ازغم این عشق مردن باک نیست
خون دل هرلحظه خوردن باک نیست
آه میترسم شبی رسواشوم
بدترازرسواییم تنهاشوم
وای ازاین صدوآه ازآن کمند
پیش رویم خنده پشتم پوزخند
برچنین نامهربانی دل مبند
دوستان گفتندودل نشنیدپند
خانه ای ویرانه ازویرانه ام
من حقیقت نیستم افسانه ام
گرچه سوزدپرولی پروانه ام
فاش می گویم که من دیوانه ام
تابه کی آخرچنین دیوانه گی
پیلگی بهترازاین پروانگی
گفتمش آرام جانی؟گفت :نه
گفتمش شیرین زبانی ؟گفت:نه
گفتمش نامهربانی ؟گفت:نه
می شودیک شب بمانی؟گفت:نه
دل شبی دورازخیالش سرنکرد
گفتمش افسون اوباورنکرد
خودنمی دانم خدایا چیستم!
یک نفربامن بگویدکیستم!
بس کشیدم آه ازدل بردنش
آه اگرآهم بگیرد دامنش
باتمام بی کسی ها ساختم
وای برمن ساده بودم باختم
دل سپردن دست اودیوانگیست
آه غیرازمن کسی دیوانه نیست
گریه کردن تاسحر کارمن است
شاهدمن چشم بیمارمن است
فکرمی کردم که اویارمن است
نه فقط درفکرآزارمن است
نیتش ازعشق تنها خواهش است
دوستت دارم دروغی فاحش است
یک شب آمدزیرورویم کردورفت
بغض تلخی درگلویم کردورفت
مذهب اوهرچه باداباد بود
خوش به حالش کین قدر آزادبود
بی نیاز ازمستی می شادبود
چشم هایش مست مادرزاد بود
یک شبه ازقوم سیرم کردورفت
من جوان بودم پیرم کردورفت.....!!!!!